بررسی گلکسی S25 FE سامسونگ؛ تجربهای نزدیک به پرچمدارها
در بررسی S25 FE سراغ یکی از جدیدترین مدلهای Fan Edition سامسونگ میرویم؛ گوشیای که با طراحی سبکتر، نرمافزار جدیدتر، شارژ سریعتر و تجربهای نزدیک به پرچمدارها وارد میدان شده، اما همچنان چند محدودیت مهم نسبت به مدلهای اصلی سری S دارد.
سری FE همیشه برای کاربرانی ساخته شده که میخواهند بخش زیادی از تجربه گوشیهای پرچمدار سامسونگ را با هزینه منطقیتری تجربه کنند؛ اما مسئله اینجاست که این تعادل همیشه بهراحتی به دست نمیآید. گاهی کاهش قیمت باعث میشود کیفیت ساخت، دوربین، شارژدهی یا حتی حس کلی دستگاه از چیزی که از نام سری S انتظار داریم فاصله بگیرد. این گوشی دقیقاً با همین چالش وارد میدان شده؛ اینکه بتواند بین یک گوشی بالارده کامل و یک پرچمدار واقعی، جایگاه خودش را پیدا کند.
سامسونگ در این نسل سراغ تغییرات انقلابی نرفته، اما چند اصلاح مهم انجام داده که در تجربه روزمره کاملاً به چشم میآیند. بدنه سبکتر و باریکتر شده، طراحی حس پریمیومتری دارد، باتری بزرگتر شده، شارژ سریعتر از قبل است، دوربین سلفی ارتقا پیدا کرده و از همه مهمتر، گوشی با نسخه جدیدتری از One UI و اندروید عرضه میشود؛ موضوعی که در کنار پشتیبانی نرمافزاری طولانیمدت، آن را از نظر عمر مفید به گزینهای جدی تبدیل میکند.
البته این گوشی قرار نیست جای مدلهای اصلی سری S25، مخصوصاً نسخههای گرانتر را بگیرد. دوربینهای پشتی نسبت به نسل قبل تغییر بزرگی ندارند، تراشه آن جدیدترین چیپ سامسونگ نیست و در بخشهایی مثل امکانات گیمینگ یا برخی قابلیتهای حرفهای دوربین همچنان فاصله مشخصی با پرچمدارهای اصلی دیده میشود. با این حال، سؤال اصلی اینجاست که آیا این محدودیتها در برابر تجربه کلی گوشی قابل چشمپوشی هستند یا نه؟
در ادامه، گلکسی S25 FE را از نظر طراحی، نمایشگر، عملکرد، گیمینگ، نرمافزار، دوربین، باتری و ارزش کلی بررسی میکنیم تا ببینیم این مدل فقط یک بهروزرسانی جزئی نسبت به نسل قبل است یا واقعاً میتواند یکی از کاملترین نسخههای Fan Edition سامسونگ تا امروز باشد.
اگر قصد دارید بدانید که قیمت گوشی سامسونگ امروز چقدر است، سری به فروشگاه اینترنتی ۱۹کالا بزنید و برای خرید از تخفیفهای ارزشمند بهرهمند شوید.
طراحی سادهتر، سبکتر و نزدیکتر به پرچمدارها
این گوشی از نظر طراحی قرار نیست شما را با یک تغییر انقلابی غافلگیر کند، اما دقیقاً همان جایی پیشرفت کرده که برای یک مدل Fan Edition اهمیت دارد؛ یعنی کیفیت ساخت، خوشدستی و حس کلی دستگاه در استفاده روزمره. سامسونگ در این نسل تلاش کرده فاصلهی ظاهری و حسی نسخه FE را با مدلهای اصلی سری S کمتر کند و در نتیجه، گوشیای است که دیگر مثل بعضی از نسلهای قدیمیتر FE حس یک نسخه اقتصادیتر و سادهشده را منتقل نمیکند.

از نظر زبان طراحی، این محصول همچنان همان فرم آشنای جدیدترین گوشی های سامسونگ را دنبال میکند؛ بدنهای تخت، فریم ساده، چیدمان عمودی دوربینها در پنل پشتی و ظاهری مینیمال که حالا برای بسیاری از کاربران با هویت بصری سری گلکسی گره خورده است. در نگاه اول شاید تفاوت زیادی با گلکسی S24 FE دیده نشود، اما وقتی گوشی را در دست میگیرید، تغییرات کوچک اما مهم آن بیشتر خودش را نشان میدهد.
یکی از مهمترین بهبودها در این نسل، کاهش ضخامت و وزن دستگاه است. نسل قبلی ضخامتی حدود ۸ میلیمتر و وزنی نزدیک به ۲۱۳ گرم داشت، اما این گوشی با ضخامت ۷.۴ میلیمتر و وزن ۱۹۰ گرم عرضه شده است. این کاهش وزن و ضخامت، مخصوصاً برای گوشیای با نمایشگر بزرگ، در استفاده طولانیمدت کاملاً محسوس است و باعث میشود دستگاه خوشدستتر و سبکتر از قبل به نظر برسد. نکته جالبتر اینجاست که سامسونگ با وجود باریکتر و سبکتر کردن بدنه، ظرفیت باتری را هم افزایش داده که از نظر طراحی داخلی یک امتیاز مثبت محسوب میشود.

پنل پشتی هم نسبت به نسل قبل حس بهتری منتقل میکند. سامسونگ در این مدل بهجای سطح براق نسل پیشین از شیشه مات استفاده کرده؛ تغییری که هم ظاهر گوشی را شیکتر کرده و هم اثر انگشت و لک را کمتر نشان میدهد. البته اگر دستتان چرب باشد، همچنان ممکن است رد لک روی بدنه باقی بماند، اما در مجموع این پوشش مات نسبت به پنل براق نسل قبل انتخاب کاربردیتر و پریمیومتری است.
از نظر جنس بدنه، این گوشی با شیشه +Gorilla Glass Victus در جلو و پشت ساخته شده و فریم آن از Armor Aluminum است. این ترکیب باعث میشود گوشی از نظر حس لمس و کیفیت ساخت، بیشتر به مدلهای ردهبالای سامسونگ نزدیک شود. طبیعتاً هنوز اگر آن را کنار مدلی مثل گلکسی S25 Ultra با فریم تیتانیومی قرار دهید، تفاوت حس لوکستر بودن Ultra مشخص است؛ اما در مقایسه با مدلهای معمولیتر این سری مانند S25 نرمال نسخه FE از نظر ظاهر و کیفیت ساخت چیزی کم ندارد و کاملاً قابل دفاع ظاهر میشود.
در نمای جلو، حاشیههای نمایشگر باریکتر شدهاند و همین موضوع ظاهر مدرنتری به گوشی داده است. البته حاشیه پایین نمایشگر هنوز کمی ضخیمتر از سه ضلع دیگر است و اگر خیلی دقیق باشید، این عدم تقارن را متوجه میشوید؛ با این حال در استفاده معمولی چندان آزاردهنده نیست و کلیت نمای جلویی دستگاه تمیز و امروزی به نظر میرسد.
چیدمان اجزای بدنه هم تقریباً مشابه نسل قبل باقی مانده، اما چند تغییر کوچک دیده میشود. جای میکروفونها کمی تغییر کرده و خشاب سیمکارت حالا به لبه پایینی منتقل شده و کنار درگاه USB-C قرار گرفته است. در همین بخش، اسپیکر اصلی هم دیده میشود که در کنار اسپیکر مکالمه، صدای استریو تولید میکند. این مدل از دو سیمکارت پشتیبانی میکند و امکان استفاده از eSIM هم برای آن در نظر گرفته شده است.
این گوشی طبق انتظار با گواهی IP68 عرضه شده و در برابر نفوذ آب و گردوغبار مقاومت دارد. این ویژگی برای دستگاهی که میخواهد تجربهای نزدیک به پرچمدارها ارائه دهد، کاملاً ضروری است و حضور آن باعث میشود از نظر دوام و اطمینان در استفاده روزمره، خیال کاربر راحتتر باشد.
در مجموع، طراحی آن بیشتر از آنکه درباره تغییرات ظاهری بزرگ باشد، درباره پختهتر شدن یک فرمول آشناست. سامسونگ ظاهر گوشی را خیلی دستکاری نکرده، اما با کاهش وزن، باریکتر کردن بدنه، استفاده از شیشه مات، ارتقای محافظ بدنه و حفظ استاندارد مقاومتی IP68 کاری کرده که نسبت به نسلهای قبلی FE حس کاملتر، خوشساختتر و نزدیکتری به یک گوشی پرچمدار داشته باشد.
بررسی گلکسی S25 FE از نظر دوربین؛ عالی، اما نه در حد پرچمدارها
این گوشی هرچند نام سری پرچمدار S25 را یدک میکشد، اما از نظر دوربین دقیقاً در جایگاه یک گوشی قاتل پرچمدار یا بالارده قرار میگیرد، نه یک پرچمدار تمامعیار. سامسونگ در این مدل از ترکیب سهگانهی دوربین در پنل پشتی استفاده کرده که شامل دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی با لرزشگیر اپتیکال، دوربین اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی و تلهفوتوی ۸ مگاپیکسلی با زوم اپتیکال ۳ برابری و لرزشگیر اپتیکال است. این ترکیب نسبت به گلکسی S24 FE تغییر خاصی نداشته و در واقع همان مجموعهی قبلی را دوباره میبینیم.

این موضوع از یک طرف کمی محافظهکارانه به نظر میرسد، چون سامسونگ میتوانست حداقل یکی از سنسورها را ارتقا دهد؛ اما از طرف دیگر، همین ترکیب در استفاده روزمره همچنان عملکرد قابل قبولی دارد. البته نباید آن را با مجموعه دوربین قدرتمند مدلهایی مثل نسخه Ultra مقایسه کرد، چون نسخه FE اساساً برای رقابت مستقیم با آن ساخته نشده است. دوربین این گوشی بیشتر برای کاربری طراحی شده که میخواهد در شرایط معمول، عکسهای خوب و قابل اعتمادی بگیرد، بدون اینکه الزاماً بهترین تجربه عکاسی موبایل را در اختیار داشته باشد.
دوربین اصلی ۵۰ مگاپیکسلی، بهترین و مطمئنترین بخش این مجموعه است. در نور کافی، مخصوصاً فضای باز و عکاسی روز، تصاویر جزئیات خوبی دارند، رنگها طبیعی ثبت میشوند و دامنه دینامیکی هم عملکرد رضایتبخشی دارد. عکسهای پرتره نیز از همین مزیتها بهره میبرند و جداسازی سوژه از پسزمینه در بیشتر مواقع تمیز انجام میشود. البته کیفیت خروجی هنوز به سطح مدلهای اصلی سری S25 نمیرسد، اما برای یک گوشی FE کاملاً قابل دفاع است.
در فضای داخلی، عملکرد دوربین کمی افت میکند. گاهی عکسها کمی تخت و کمجان دیده میشوند و این موضوع هم در دوربین اصلی و هم در دوربین سلفی دیده میشود. یکی از نکاتی که در عکاسی زیر نورهای مصنوعی به چشم میآید، رفتار نهچندان ثابت دوربین در تنظیم وایتبالانس است. در نورهای گرم، گوشی گاهی بیش از حد تلاش میکند رنگها را اصلاح کند و نتیجه ممکن است دقیقاً شبیه چیزی نباشد که چشم انسان در همان صحنه میبیند. در بعضی موقعیتها هم، مخصوصاً زیر نورهای سفید یا تابلوهای روشن، رنگ تصویر کمی سردتر از حالت طبیعی ثبت میشود. البته این ضعف فقط مخصوص این گوشی نیست و بسیاری از دوربینهای موبایل در چنین شرایطی با چالش مشابهی روبهرو میشوند.

در نور کم، حالت Night Mode بهصورت خودکار فعال میشود یا در بعضی صحنهها پیشنهاد فعالسازی آن را میدهد. این حالت مخصوصاً زمانی کاربرد دارد که صحنه کنتراست زیادی دارد؛ مثلاً وقتی از بیرون یک ساختمان، فضای داخلی روشن را ثبت میکنید. در چنین شرایطی، Night Mode میتواند جزئیات بیشتری از بخشهای تاریک و روشن تصویر بیرون بکشد و خروجی متعادلتری ارائه دهد. با این حال، کنترل نویز همیشه ایدهآل نیست و اگر روی عکسها زوم کنید، محدودیت سنسورها سریعتر خودش را نشان میدهد.

دوربین اولتراواید ۱۲ مگاپیکسلی عملکردی متوسط دارد. در فضای باز و نور روز، برای ثبت منظره، ساختمانها یا عکسهای گروهی کاربردی است و خروجی قابل قبولی میدهد؛ اما در محیط داخلی یا شب، حتی با فعال بودن Night Mode هم نتیجه چندان چشمگیر نیست. جزئیات کمتر میشود، نویز بیشتر به چشم میآید و تصویر آن شفافیت دوربین اصلی را ندارد. این ضعف در بسیاری از گوشیها برای دوربین اولتراواید دیده میشود و این فلگشیپکیلر هم از این قاعده مستثنی نیست.
دوربین تلهفوتوی ۸ مگاپیکسلی با زوم اپتیکال ۳ برابری، یکی از بخشهای مثبت این گوشی است. کیفیت آن به شارپی و دقت مدلهای اصلی مدل نرمال و پلاس نمیرسد، اما برای عکاسی روز و زومهای کاربردی، عملکرد مناسبی دارد. زوم ۳ برابری برای عکاسی از سوژههای دورتر، پرترههای فشردهتر یا ثبت جزئیات بدون نزدیک شدن به سوژه کاملاً مفید است. حتی زوم تا حدود ۱۰ برابر هم در نور خوب قابل استفاده است، هرچند با بیشتر شدن بزرگنمایی، افت جزئیات و پردازش نرمتر تصویر طبیعی است.

در بخش سلفی، سامسونگ نسبت به نسل قبل یک تغییر مهم ایجاد کرده است. سنسور ۱۰ مگاپیکسلی قبلی جای خود را به دوربین ۱۲ مگاپیکسلی داده؛ همان سنسوری که در مدلهای غیر FE گلکسی S طی چند سال اخیر استفاده شده است. نتیجه این تغییر، بهتر شدن کیفیت سلفیهاست. در فضای باز، عکسهای سلفی جزئیات خوبی دارند، دامنه دینامیکی وسیع است و رنگها معمولاً دقیق ثبت میشوند. البته رنگ پوست همیشه کاملاً بینقص نیست و در فضای داخلی هم گاهی عکسها کمی نرمتر یا شستهشدهتر دیده میشوند، اما در مجموع دوربین سلفی این قاتل پرچمدار عملکرد بسیار خوبی دارد و نسبت به نسل قبل ارتقای محسوسی محسوب میشود.
رابط کاربری دوربین همان چیزی است که از بهترین گوشی های سامسونگ انتظار داریم؛ آشنا، کامل و نسبتاً منظم. یکی از قابلیتهای کاربردی آن، وجود شاتر دوم شناور است که میتوانید جای آن را روی صفحه تغییر دهید. این ویژگی زمانی مفید میشود که گوشی را در زاویههای غیرمعمول در دست گرفتهاید یا میخواهید راحتتر با یک دست عکاسی کنید. تنظیمات پیشرفتهتر هم از بخش بالای رابط دوربین قابل دسترسی هستند و امکاناتی مثل راهنمای ترکیببندی برای همتراز کردن کادر در اختیار کاربر قرار میگیرد.
در فیلمبرداری، سامسونگ هنوز محدودیتهایی برای سری FE در نظر گرفته است. این گوشی میتواند با دوربین اصلی و دوربین سلفی ویدئوهای 4K با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه ضبط کند، اما دوربین اولتراواید و تلهفوتو به 4K با نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه محدود هستند. این یعنی اگر بخواهید ویدئوی روانتر ۶۰ فریم ضبط کنید، امکان جابهجایی آزادانه بین همه دوربینها را هنگام ضبط از دست میدهید. برای استفاده از همه لنزها باید نرخ فریم را به ۳۰ فریم کاهش دهید که برای همه کاربران انتخاب ایدهآلی نیست.
با این حال، کیفیت کلی ویدئوها در هر سه دوربین پشتی خوب است. رنگها، جزئیات و کنترل نور در بیشتر شرایط رضایتبخش هستند، اما لرزشگیر همیشه بینقص عمل نمیکند. هنگام حرکت دادن گوشی، مخصوصاً در حالت +HDR10، ممکن است گاهی پرشهای کوچک یا ناهماهنگی در تصویر دیده شود. فیلمبرداری 8K هم در این گوشی وجود دارد، اما برای بیشتر کاربران کاربرد عملی زیادی ندارد و بیشتر باعث اشغال سریعتر فضای ذخیرهسازی میشود.
از نظر امکانات نرمافزاری، این گوشی بسیاری از حالتهای دوربین مدلهای دیگر سامسونگ را در اختیار دارد؛ از جمله Dual Rec برای ضبط همزمان با دو دوربین، Single Take برای ثبت چند عکس و ویدئو با یک بار لمس شاتر و Pro Video برای کنترل دستی پارامترهای فیلمبرداری. با این حال، امکان نصب برنامه Expert RAW روی این مدل وجود ندارد و قابلیت ضبط ویدئوی Log هم در آن دیده نمیشود؛ دو موردی که نشان میدهند سامسونگ هنوز بین نسخه FE و مدلهای پرچمدار اصلی فاصله مشخصی نگه داشته است.
در مجموع، این دوربین برای استفاده روزمره، عکاسی در نور مناسب، ثبت پرتره، سلفی و حتی زوم ۳ برابری عملکرد قابل اعتمادی دارد. نقطه قوت اصلی آن دوربین اصلی و سلفی بهبودیافته است، در حالی که اولتراواید، عکاسی شب و بعضی محدودیتهای فیلمبرداری نشان میدهند با یک پرچمدار کامل طرف نیستیم. اگر انتظار شما از دوربین، خروجی خوب و پایدار در بیشتر شرایط معمول باشد، این گوشی ناامیدتان نمیکند؛ اما اگر دنبال بهترین تجربه عکاسی و فیلمبرداری سامسونگ هستید، سری پرچم دار سامسونگ همچنان انتخاب جدیتری هستند.
نمایشگر و صدا؛ تجربهای نزدیک به پرچمدارها
این گوشی به نمایشگر ۶.۷ اینچی Dynamic AMOLED 2X مجهز شده؛ پنلی که از نرخ نوسازی تطبیقی ۱۲۰ هرتز پشتیبانی میکند و حداکثر روشنایی آن به ۱۹۰۰ نیت میرسد. روی کاغذ، این نمایشگر دقیقاً همان پنلی نیست که در مدلهای گرانتر این سری استفاده شده و از نظر روشنایی بیشینه هم حدود ۷۰۰ نیت پایینتر از آنها قرار میگیرد. با این حال، در استفاده روزمره این اختلاف آنقدرها محسوس نیست و تجربهای که از صفحهنمایش میگیرید همچنان بسیار باکیفیت و رضایتبخش است.
یکی از مهمترین نقاط قوت نمایشگر، خوانایی بسیار خوب آن در فضای باز است. حتی زیر نور زیاد محیط هم محتوا بهخوبی دیده میشود و برای کارهایی مثل وبگردی، تماشای ویدئو، کار با شبکههای اجتماعی یا عکاسی در محیط بیرونی، مشکل خاصی از نظر وضوح و روشنایی نخواهید داشت. پنل AMOLED هم طبق انتظار، رنگهای زنده، مشکی عمیق و کنتراست بالایی ارائه میدهد؛ یعنی همان ویژگیهایی که معمولاً باعث میشوند نمایشگرهای سامسونگ در نگاه اول چشمنواز به نظر برسند.
نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتزی هم نقش مهمی در روان بودن تجربه کاربری دارد. اسکرول کردن در منوها، جابهجایی بین برنامهها و اجرای انیمیشنهای رابط کاربری نرم و سریع انجام میشود. تطبیقی بودن نرخ نوسازی هم کمک میکند گوشی بسته به نوع محتوا، نرخ تازهسازی صفحه را تنظیم کند تا بین روانی تصویر و مصرف باتری تعادل بهتری ایجاد شود.
نمایشگر این گوشی از Super HDR هم پشتیبانی میکند؛ قابلیتی که هنگام مشاهده عکسها و ویدئوهای سازگار در گالری، رنگها و کنتراست را واقعیتر و زندهتر نمایش میدهد. پشتیبانی از +HDR10 نیز برای پخش محتوای سازگار و همینطور مشاهده ویدئوهای HDR10 و +HDR10 ضبطشده با خود دوربین گوشی در نظر گرفته شده است. در نتیجه اگر اهل تماشای ویدئو یا بررسی عکسها روی خود گوشی باشید، این نمایشگر میتواند تجربهای جذاب و نزدیک به محصولات ردهبالا ارائه دهد.

البته برای حفظ فاصله با مدلهای گرانتر، چند محدودیت هم وجود دارد. برای مثال، در Always On Display امکان نمایش تصویر پسزمینه وجود ندارد؛ قابلیتی که احتمالاً به دلیل تفاوت در بهرهوری انرژی پنل، در این مدل حذف شده است. این موضوع برای همه کاربران اهمیت زیادی ندارد، اما نشان میدهد سامسونگ همچنان بین نسخه FE و مدلهای اصلی سری S تفاوتهایی نگه داشته است.
از نظر مقاومت، نمایشگر با +Gorilla Glass Victus محافظت میشود؛ همان محافظی که در نسل قبل هم دیده بودیم. این شیشه مقاومت خوبی در برابر خطوخش و ضربههای معمول روزمره دارد، اما همچنان استفاده از گلس محافظ برای کسانی که گوشی را بدون قاب یا در شرایط پرریسک استفاده میکنند، منطقیتر است.
حسگر اثر انگشت هم از نوع اپتیکال است و در بخش پایینی نمایشگر قرار دارد. سرعت و دقت آن در استفاده روزمره خوب و قابل اعتماد است، اما به پای حسگرهای اولتراسونیک مدلهای گرانتر نمیرسد. در عمل، برای باز کردن قفل گوشی یا تأییدهای امنیتی مشکلی ایجاد نمیکند، اما اگر قبلاً با حسگرهای سریعتر سامسونگ کار کرده باشید، تفاوت آن را متوجه میشوید.
در کنار نمایشگر، سیستم صوتی استریو هم عملکرد بسیار خوبی دارد. صدای خروجی به اندازه Ultra بلند نیست، اما کیفیت آن فراتر از انتظار ظاهر میشود. اسپیکرها بیس قابل توجهی دارند، در حجم صدای بالا دچار اعوجاج جدی نمیشوند و برای تماشای فیلم، بازی کردن یا گوش دادن به پادکست، تجربهای شفاف و قدرتمند ارائه میدهند. جالب اینجاست که با وجود نبود اسپیکرهای اختصاصی دوگانه مثل برخی مدلهای تاشو، صدا حجم و عمق خوبی دارد و در استفاده روزمره کاملاً راضیکننده است.
در مجموع، نمایشگر و اسپیکرهای این گوشی از بخشهایی هستند که حس یک محصول ردهبالا را بهخوبی منتقل میکنند. روشنایی بالا، کیفیت رنگ عالی، پشتیبانی از HDR، نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز و صدای استریوی باکیفیت باعث میشوند این گوشی برای تماشای محتوا، وبگردی، بازی و استفاده روزمره انتخابی کاملاً مطمئن باشد. هرچند پنل آن دقیقاً در سطح مدلهای اصلی سری S25 نیست، اما در تجربه واقعی، فاصله آن کمتر از چیزی است که روی کاغذ به نظر میرسد.
سختافزار و عملکرد؛ نزدیک به پرچمدارهای سال قبل
این گوشی از تراشه Exynos 2400 استفاده میکند؛ همان چیپستی که پیشتر در نسل قبلی پرچمداران این برند دیده بودیم. این موضوع از یک جهت خبر خوبی است، چون سامسونگ برخلاف نسل قبلی که به نسخه کمی ضعیفتر Exynos 2400e مجهز شده بود، این بار سراغ نسخه کاملتر رفته است. البته این انتخاب به معنای جهش بزرگ در قدرت خام نیست، اما باعث میشود این گوشی از نظر عملکرد، خودش را به پرچمدارهای سال قبل سامسونگ نزدیکتر کند.

Exynos 2400 یکی از بهترین تراشههایی بود که سامسونگ در سالهای اخیر عرضه کرد. هرچند حالا تراشههای جدیدتر اگزینوس و اسنپدراگون از آن جلو زدهاند، اما همچنان برای استفاده روزمره، مولتیتسکینگ، اجرای برنامههای سنگین، ویرایش ویدئو و استفاده از قابلیتهای هوش مصنوعی سامسونگ قدرت کافی دارد. در استفاده عادی، جابهجایی بین منوها، باز کردن برنامهها و کار با رابط کاربری کاملاً روان انجام میشود و گوشی حس یک مدل ردهبالا را منتقل میکند.

در بنچمارکها، عملکرد این گوشی کمی دوگانه به نظر میرسد. در AnTuTu v10 این گوشی نتیجه بسیار خوبی ثبت میکند و حتی نسبت به گلکسی S24 با همین تراشه، برتری قابل توجهی نشان میدهد. اما در تست PCMark Work 3.0 که بیشتر روی عملکرد کاری و استفادههای روزمره شبیهسازیشده تمرکز دارد، جایگاه پایینتری به دست میآورد و حتی پشت سر آن مدل و نسل قبلی خود قرار میگیرد. بنابراین بهتر است عملکرد دستگاه را فقط با یک عدد بنچمارک قضاوت نکنیم؛ چون در تجربه واقعی، گوشی سریع، روان و قابل اعتماد ظاهر میشود.

از نظر پردازنده مرکزی، عملکرد این گوشی تقریباً همان چیزی است که از Exynos 2400 انتظار داریم. قدرت CPU آن به پرچمدار نسل قبلی نزدیک است و برای کارهای روزمره و حتی پردازشهای سنگینتر، محدودیت جدی ایجاد نمیکند. البته در مقایسه با مدلهایی مثل نسخه Ultra که به Snapdragon 8 Elite مجهز شدهاند، فاصله کاملاً مشخص است؛ مخصوصاً در کارهایی مثل رندر ویدئو، پردازشهای طولانی یا اجرای بازیهای سنگین با بالاترین نرخ فریم.
در بخش گرافیک، تراشه Xclipse 940 مبتنی بر معماری RDNA3 شرکت AMD استفاده شده؛ معماریای که ریشه آن را در کارتهای گرافیک Radeon RX 7000 هم میبینیم. عملکرد گرافیکی این گوشی در سطح میانی بین پرچمدارها قرار میگیرد و حتی در تستهای مرتبط با رهگیری پرتو یا Ray Tracing، میتواند با نسل قبلی تراشههای پرچمدار اسنپدراگون رقابت کند. نکته مثبت دیگر، پایداری نسبتاً خوب عملکرد است. در تستهای فشار، گوشی امتیاز پایداری مناسبی ثبت کرده و این یعنی سامسونگ توانسته بین قدرت پردازشی و کنترل حرارت تعادل قابل قبولی ایجاد کند.
یکی از دلایلی که این گوشی با وجود بدنه باریکتر، در عملکرد طولانیمدت بهتر ظاهر میشود، استفاده از محفظه بخار بزرگتر برای مدیریت حرارت است. این موضوع مخصوصاً هنگام بازی، ضبط ویدئو یا اجرای پردازشهای سنگین اهمیت دارد؛ چون کمک میکند افت عملکرد بهدلیل داغ شدن دستگاه کمتر شود. با این حال، هنوز هم مدلهای اسنپدراگونمحور سری S25 در پردازشهای سنگین و بازیهای گرافیکی دست بالاتر را دارند.
تنها نکتهای که در بخش سختافزار کمی محافظهکارانه به نظر میرسد، حافظه داخلی نسخه پایه است. برای گوشیای در این سطح، شروع از ۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی چندان ایدهآل نیست؛ مخصوصاً اگر کاربر عکس و ویدئوی زیادی ثبت کند، بازیهای حجیم نصب کند یا اطلاعات گوشی قبلی خود را کامل منتقل کند. وجود ۲۵۶ گیگابایت حافظه در نسخه پایه میتوانست انتخاب منطقیتری باشد. همچنین اگر سامسونگ رم ۱۲ گیگابایتی را بهصورت استاندارد ارائه میداد، تجربه کلی آیندهنگرانهتر میشد.
تست گیمینگ؛ قدرت خوب، امکانات محدود
این گوشی از نظر اجرای بازیها عملکرد قدرتمندی دارد و در تستها مشکل خاصی از نظر قدرت پردازشی دیده نمیشود. تراشه Exynos 2400 و گرافیک Xclipse 940 برای اجرای بیشتر بازیهای محبوب اندرویدی کاملاً کافی هستند و در عناوین سنگین هم میتوان انتظار تجربهای روان و پایدار داشت؛ البته نه در سطح مدلهای گرانتر سری S25 که از تراشههای سریعتر اسنپدراگون استفاده میکنند.
در بازیهای طولانیمدت، مدیریت حرارت گوشی قابل قبول است. محفظه بخار بزرگتر کمک میکند دما بهتر کنترل شود و افت عملکرد شدید اتفاق نیفتد. این موضوع برای کاربرانی که بازیهایی مثل شوترهای آنلاین، مسابقهای یا عناوین گرافیکی سنگین اجرا میکنند، اهمیت زیادی دارد. در واقع این گوشی از نظر قدرت خام برای گیمینگ کم نمیآورد، اما مشکل اصلی آن بیشتر به امکانات نرمافزاری گیمینگ برمیگردد.
سامسونگ در سالهای اخیر امکانات گیمینگ گوشیهای خود را تا حدی ساده کرده و حالا این گوشی هم از همین مسیر پیروی میکند. Gaming Hub بیشتر نقش یک مرکز دسترسی به بازیها را دارد و امکانات حرفهای مثل نمایش نرخ فریم، مانیتورینگ دقیق مصرف منابع، وضعیت پردازنده و گرافیک یا ابزارهای پیشرفته مخصوص گیمرها در آن به شکل کامل دیده نمیشود. در حالی که در بعضی مدلهای قدیمیتر سامسونگ، افزونههایی مثل Game Plugins و Perf Z وجود داشتند که اطلاعات کاربردیتری از عملکرد بازی ارائه میدادند.

در این محصول امکاناتی که هنگام بازی در اختیار کاربر قرار میگیرد، نسبتاً محدود است. گزینههایی مثل کنترل اعلانها، ضبط صفحه یا چند ابزار پایه وجود دارد، اما اگر انتظار یک پنل حرفهای برای بررسی FPS و عملکرد سختافزار داشته باشید، این گوشی چندان کامل ظاهر نمیشود. البته کاربران حرفهای میتوانند از ابزارهایی مثل GPUWatch در تنظیمات توسعهدهنده استفاده کنند، اما این مسیر برای کاربر عادی ساده و کاربرپسند نیست.
یکی از قابلیتهای مثبت برای گیمرها، پشتیبانی از Bypass Charging است. با این ویژگی، هنگام بازی و اتصال شارژر، انرژی مستقیماً برای تأمین توان دستگاه استفاده میشود و فشار کمتری به باتری وارد میشود. این قابلیت برای کاهش گرما و حفظ سلامت باتری در بازیهای طولانی مفید است، اما دسترسی به آن چندان واضح نیست و باید از طریق تنظیمات Game Booster یا بخش Advanced Features در تنظیمات گوشی پیدایش کنید. منطقیتر بود سامسونگ چنین گزینهای را در تنظیمات باتری هم قرار میداد.
در مجموع، تجربه گیمینگ از نظر قدرت سختافزاری رضایتبخش است. بازیها روان اجرا میشوند، عملکرد گرافیکی خوب است و کنترل حرارت هم نسبت به بدنه باریک دستگاه قابل قبول ارزیابی میشود. اما از نظر امکانات نرمافزاری مخصوص بازی، سامسونگ میتوانست بهتر عمل کند. بنابراین اگر فقط اجرای روان بازیها برایتان مهم باشد، این گوشی گزینه قدرتمندی است؛ اما اگر دنبال امکانات حرفهای گیمینگ، مانیتورینگ دقیق و ابزارهای اختصاصی گیمرها هستید، تجربه نرمافزاری آن کمی سادهتر از انتظار خواهد بود.
نرمافزار و هوش مصنوعی؛ برگ برنده اصلی گوشی
اگر بخواهیم یکی از مهمترین بخشها را انتخاب کنیم، نرمافزار قطعاً یکی از جدیترین گزینههاست. این گوشی با One UI 8 بر پایه Android 16 عرضه شده و همین موضوع باعث میشود از نظر نرمافزاری حتی نسبت به برخی مدلهای گرانتر این خانواده، شروع جدیدتری داشته باشد.

سامسونگ برای این محصول هم مثل دیگر مدلهای سری ۲۵، وعده هفت نسل ارتقای اندروید و One UI را در نظر گرفته است. از آنجایی که این گوشی با نسخه جدیدتری از اندروید عرضه شده، در پایان دوره پشتیبانی خود یک بهروزرسانی اصلی بیشتر نسبت به برخی مدلهایی دریافت میکند که با نسخه قدیمیتر وارد بازار شدهاند. این پشتیبانی بلندمدت یکی از مهمترین مزیتهای نرمافزاری دستگاه است و باعث میشود از نظر عمر مفید نرمافزاری، انتخاب مطمئنی باشد.
مثل نسلهای قبلی FE، سامسونگ در این مدل بیشتر امکانات نرمافزاری مدلهای گرانتر را هم قرار داده است. یکی از این قابلیتها DeX است که امکان استفاده از گوشی در قالب محیطی شبیه دسکتاپ را فراهم میکند. میتوانید گوشی را بهصورت بیسیم یا از طریق کابل USB-C به HDMI به مانیتور یا تلویزیون وصل کنید و تجربهای نزدیک به کامپیوتر داشته باشید. البته برخی بهبودهای خاص DeX در One UI 8، مثل پشتیبانی از ویجتها روی دسکتاپ، در این مدل فعال نیستند، اما ممکن است در بهروزرسانیهای بعدی اضافه شوند.
بخش مهم دیگر، Galaxy AI است؛ مجموعهای از قابلیتهای هوش مصنوعی سامسونگ که در بخشهای مختلف رابط کاربری حضور دارد. از همان مراحل راهاندازی گوشی، مشخص است که سامسونگ تمرکز زیادی روی هوش مصنوعی گذاشته است. قابلیتهایی مثل Now Brief، Audio Eraser، پاککننده هوشمند اشیا در عکسها و امکانات کمکی دیگر در این گوشی وجود دارند. Now Brief میتواند خلاصهای از اطلاعات کاربردی روزانه مثل وضعیت آبوهوا، برنامهها یا پیشنهادهای متناسب با زمان روز را نمایش دهد؛ مثلاً شبها توصیههایی برای خواب بهتر ارائه کند.
Google Gemini هم بهصورت پیشفرض در گوشی حضور دارد و جایگزین Google Assistant شده است. با نگه داشتن دکمه پاور میتوانید آن را اجرا کنید، هرچند امکان تغییر دستیار پیشفرض به Bixby یا حتی اپلیکیشنهای هوش مصنوعی دیگر مثل ChatGPT هم وجود دارد. این انعطافپذیری باعث میشود کاربر بتواند دستیار هوشمند گوشی را متناسب با نیاز خودش انتخاب کند.
البته استفاده کامل از قابلیتهای Galaxy AI به چند شرط وابسته است. برای فعال شدن همه امکانات، به حساب سامسونگ و پذیرش گزینه Personal Data Intelligence هنگام راهاندازی نیاز دارید. همچنین در تنظیمات هوش مصنوعی، گزینهای برای پردازش روی دستگاه وجود دارد؛ اما اگر آن را فعال کنید، بعضی ویژگیها مثل Photo Assist ممکن است کار نکنند، چون برای پردازش کامل به سرورهای سامسونگ وابسته هستند. بنابراین برخلاف تصور اولیه، همه قابلیتهای هوش مصنوعی بهطور کامل آفلاین و روی خود گوشی اجرا نمیشوند.
تنوع زیاد تنظیمات هوش مصنوعی ممکن است برای بعضی کاربران کمی گیجکننده باشد. تقریباً هر بخشی که به نوعی از AI استفاده میکند، صفحه تنظیمات جداگانه خودش را دارد و فقط یک گزینه کلی برای پردازش روی دستگاه دیده میشود. این ساختار برای کاربران حرفهای خوب است، اما برای کاربر عادی میتوانست سادهتر و شفافتر طراحی شود.
با وجود تمام قابلیتهای هوش مصنوعی، یکی از مهمترین ابزارهایی که تجربه کار با گوشیهای سامسونگ را بهتر میکند، همچنان Good Lock است. این برنامه امکان شخصیسازی گسترده ظاهر و عملکرد رابط کاربری را فراهم میکند و در بسیاری از موارد، تأثیر آن روی تجربه روزمره حتی از بعضی قابلیتهای Galaxy AI هم ملموستر است. اگر کاربر سامسونگ باشید و بخواهید One UI را دقیقتر مطابق سلیقه خودتان تنظیم کنید، نصب Good Lock تقریباً ضروری به نظر میرسد.
در مجموع، این گوشی از نظر نرمافزار یکی از کاملترین تجربهها را در کلاس خودش ارائه میدهد. One UI 8، اندروید ۱۶، پشتیبانی نرمافزاری طولانیمدت، امکانات Galaxy AI، پشتیبانی از DeX و حضور Gemini باعث میشوند این گوشی از نظر نرمافزاری چیزی کم نداشته باشد. شاید همه قابلیتهای هوش مصنوعی برای همه کاربران ضروری نباشند، اما ترکیب آنها با رابط کاربری پخته سامسونگ، آن را به گوشیای تبدیل میکند که از نظر تجربه نرمافزاری کاملاً نزدیک به مدلهای اصلی سری S ظاهر میشود.
باتری؛ شارژدهی مطمئن با شارژ سریعتر از قبل
این گوشی در بخش باتری یکی از مهمترین ارتقاهای خود را نسبت به نسلهای قبلی FE تجربه کرده است. سامسونگ برای این مدل از یک باتری ۴۹۰۰ میلیآمپرساعتی استفاده کرده که بزرگترین ظرفیت باتری در بین مدلهای Fan Edition تا امروز محسوب میشود. در کنار این افزایش ظرفیت، پشتیبانی از شارژ سریع ۴۵ واتی هم برای اولین بار به سری FE اضافه شده؛ تغییری که باعث میشود این گوشی از نظر باتری و سرعت شارژ، بیشتر به مدلهای اصلی سری S نزدیک شود.
البته افزایش ظرفیت باتری الزاماً به معنای جهش بزرگ در شارژدهی نیست. در استفاده واقعی، دوام باتری نسبت به نسل قبلی تفاوت خیلی بزرگی ندارد، اما همچنان عملکرد آن کاملاً رضایتبخش است. برای استفاده معمولی، گوشی بهراحتی یک روز کامل دوام میآورد و حتی میتواند تا صبح روز بعد هم شما را همراهی کند. اگر استفاده سبکتری داشته باشید، رسیدن به حدود یک روز و نیم شارژدهی هم دور از انتظار نیست؛ هرچند برای دو روز کامل نباید خیلی روی آن حساب کرد.
در استفادههای سنگینتر مثل وبگردی طولانی، تماشای ویدئو، استفاده از شبکههای اجتماعی، عکاسی، مسیریابی یا اجرای بازی، طبیعی است که باتری سریعتر تخلیه شود؛ اما ظرفیت ۴۹۰۰ میلیآمپرساعتی و مدیریت مصرف One UI باعث میشود گوشی همچنان برای کاربران پرمصرف هم قابل اعتماد باشد. به بیان سادهتر، این محصول از آن دسته گوشیهایی نیست که وسط روز شما را نگران شارژ کند، مگر اینکه استفاده بسیار سنگینی از آن داشته باشید.
بخش شارژ جایی است که تغییر نسبت به نسل قبل بیشتر خودش را نشان میدهد. این گوشی از شارژ سریع ۴۵ واتی پشتیبانی میکند و اگر از آداپتور سازگار استفاده کنید، سرعت شارژ آن قابل قبول است. طبق عملکرد اعلامشده و تجربه واقعی، اگر گوشی خاموش باشد و شارژ از صفر درصد شروع شود، میتواند در حدود ۳۰ دقیقه به نزدیک ۶۵ درصد برسد و شارژ کامل هم حدود ۶۵ دقیقه زمان میبرد.
با این حال، در استفاده روزمره شرایط همیشه به این حالت ایدهآل نزدیک نیست. اگر گوشی روشن باشد و از حدود ۱ یا ۲ درصد شارژ شروع به شارژ شدن کند، بعد از نیم ساعت معمولاً کمی بیش از ۵۰ درصد شارژ میگیرد و شارژ کامل آن ممکن است حدود ۸۰ دقیقه طول بکشد. بنابراین شارژ ۴۵ واتی سامسونگ سریع و کاربردی است، اما نباید آن را با شارژرهای بسیار پرسرعت بعضی برندهای چینی مقایسه کرد.

نکته مهم دیگر این است که برای رسیدن به بهترین سرعت شارژ، باید از آداپتور ۴۵ واتی سازگار استفاده کنید. مثل بسیاری از گوشیهای جدید سامسونگ، نباید انتظار داشته باشید شارژر مناسب داخل جعبه قرار داشته باشد؛ بنابراین اگر شارژر قدرتمند و استاندارد ندارید، باید آن را جداگانه تهیه کنید.
این گوشی از شارژ بیسیم هم پشتیبانی میکند، اما سرعت آن همچنان به ۱۵ وات محدود است. این قابلیت بیشتر برای راحتی و استفادههای موقعیتی کاربرد دارد، نه اینکه بهترین روش شارژ روزانه گوشی باشد. اگر عجله دارید یا میخواهید باتری را سریعتر پر کنید، شارژ سیمی ۴۵ واتی انتخاب منطقیتری است.
قابلیت شارژ بیسیم معکوس هم در این گوشی وجود دارد؛ یعنی میتوانید از خود گوشی برای شارژ کردن لوازم جانبی مثل ایربادز یا برخی دستگاههای سازگار استفاده کنید. این ویژگی قرار نیست جای شارژر اصلی را بگیرد، اما در موقعیتهای ضروری میتواند کاربردی باشد.
در مجموع، باتری یکی از بخشهای قابل اعتماد گوشی است. شارژدهی آن نسبت به نسل قبل جهش بزرگی ندارد، اما همچنان برای یک روز کامل استفاده معمولی و حتی استفاده نسبتاً سنگین کافی است. اضافه شدن شارژ سریع ۴۵ واتی هم باعث شده تجربه شارژ دستگاه بهتر از گذشته باشد. تنها نکته اینجاست که برای استفاده از حداکثر سرعت شارژ، باید آداپتور مناسب داشته باشید و شارژ بیسیم ۱۵ واتی را بیشتر بهعنوان یک قابلیت کمکی در نظر بگیرید.
بررسی S25 FE از نظر ارزش خرید؛ تجربهای نزدیک به پرچمدار
این محصول از آن گوشیهایی نیست که با تغییرات عجیب و هیجانانگیز وارد بازار شده باشد. در واقع، اگر آن را کنار نسل قبلی قرار دهید، شباهتهای زیادی بین این دو مدل دیده میشود؛ از ترکیب دوربینهای پشتی گرفته تا کلیت طراحی و حتی بخشی از تجربه سختافزاری. با این حال، سامسونگ در همین فرمول آشنا چند ارتقای مهم ایجاد کرده که باعث میشود در مجموع گوشی کاملتر و پختهتری باشد.
مهمترین نکته درباره این گوشی این است که سامسونگ بدون تغییر دادن مسیر اصلی سری FE، تجربهای نزدیکتر به مدلهای پرچمدار ارائه داده است. بدنه باریکتر و سبکتر شده، حس در دست گرفتن گوشی بهتر از قبل است، حاشیههای نمایشگر کاهش پیدا کردهاند و استفاده از شیشه مات و کیفیت ساخت بهتر باعث شده این گوشی کمتر شبیه یک نسخه اقتصادی از سری S و بیشتر شبیه عضوی واقعی از خانواده پرچمداران این برند به نظر برسد.
از نظر عملکرد، استفاده از Exynos 2400 باعث شده گوشی قدرت کافی برای استفاده روزمره، مولتیتسکینگ، اجرای بازیها و قابلیتهای هوش مصنوعی داشته باشد. البته این تراشه جدیدترین و قدرتمندترین چیپ بازار نیست و اگر کاربری بهدنبال بالاترین نرخ فریم در بازیها یا بهترین عملکرد ممکن در پردازشهای سنگین باشد، مدلهای گرانتر سری S25 انتخاب جدیتری هستند. اما برای بیشتر کاربران، توان پردازشی این محصول کاملاً کافی است و تجربهای روان و نزدیک به پرچمدار ارائه میدهد.
باتری هم یکی از بخشهایی است که وضعیت خوبی دارد. ظرفیت ۴۹۰۰ میلیآمپرساعتی شاید شارژدهی را نسبت به نسل قبل متحول نکرده باشد، اما همچنان برای یک روز کامل استفاده معمولی و حتی استفاده نسبتاً سنگین قابل اعتماد است. اضافه شدن شارژ سریع ۴۵ واتی هم یک ارتقای مهم برای سری FE محسوب میشود و باعث میشود تجربه شارژ دستگاه نسبت به قبل کاربردیتر و سریعتر باشد.
نمایشگر و اسپیکرها هم از نقاط قوت مهم هستند. صفحهنمایش AMOLED با روشنایی بالا، نرخ نوسازی ۱۲۰ هرتز، پشتیبانی از HDR و خوانایی خوب زیر نور مستقیم، تجربهای بسیار خوب برای تماشای محتوا، وبگردی و بازی ارائه میدهد. اسپیکرهای استریو نیز کیفیت فراتر از انتظاری دارند و با حجم صدا، وضوح مناسب و بیس قابل قبول، یکی از بخشهای رضایتبخش گوشی محسوب میشوند.
در بخش دوربین، داستان کمی متفاوت است. دوربین اصلی عملکرد خوبی دارد، سلفی نسبت به نسل قبل بهتر شده و تلهفوتوی ۳ برابری هم برای عکاسی روزمره و زوم کاربردی، قابل قبول است. اما از آنجا که ترکیب دوربینهای پشتی نسبت به نسل قبلی تغییر خاصی نکرده، این بخش برای دارندگان نسل قبل انگیزه زیادی برای ارتقا ایجاد نمیکند. دوربین اولتراواید در نور کم متوسط است، عکاسی شب هنوز محدودیتهایی دارد و فیلمبرداری هم با وجود کیفیت خوب، از نظر جابهجایی بین لنزها در 4K 60fps محدود میشود.
یکی از جدیترین برگهای برنده نرمافزار است. این گوشی با One UI 8 و Android 16 عرضه شده و حتی از نظر نسخه نرمافزاری، شروع تازهتری نسبت به برخی مدلهای دیگر خانواده “S25” دارد. پشتیبانی هفتساله سامسونگ از بهروزرسانیهای اندروید و One UI باعث میشود از نظر عمر نرمافزاری، یکی از مطمئنترین گزینهها در کلاس خودش باشد. در کنار این موضوع، امکانات Galaxy AI، پشتیبانی از DeX و حضور Gemini تجربه نرمافزاری آن را کاملتر میکنند.
البته این گوشی کاملاً بینقص نیست. امکانات گیمینگ آن نسبت به قدرت سختافزاریاش سادهتر از انتظار است و ابزارهای حرفهای برای مانیتورینگ نرخ فریم یا کنترل دقیق عملکرد در اختیار کاربر قرار نمیدهد. رم ۸ گیگابایتی هم در حال حاضر برای بیشتر کاربران کافی است، اما با توجه به پشتیبانی نرمافزاری طولانیمدت، بهتر بود سامسونگ گزینه ۱۲ گیگابایتی را هم حداقل در نسخههای بالاتر ارائه میکرد. شروع حافظه داخلی از ۱۲۸ گیگابایت نیز برای گوشیای در این سطح چندان ایدهآل نیست.
در نهایت، این گوشی را باید یک ارتقای تدریجی اما حسابشده دانست. این گوشی قرار نیست کاربران نسل قبلی را با تغییرات بزرگ به خرید وسوسه کند، اما برای کسانی که گوشی قدیمیتری دارند و میخواهند بدون رفتن سراغ گرانترین مدلها، تجربهای نزدیک به پرچمدار داشته باشند، انتخاب بسیار منطقیای است. طراحی بهتر، وزن کمتر، نمایشگر عالی، اسپیکرهای باکیفیت، شارژ سریعتر، سلفی بهتر و پشتیبانی نرمافزاری طولانیمدت باعث میشوند این گوشی یکی از کاملترین مدلهای Fan Edition سامسونگ تا امروز باشد.
اگر اولویت شما داشتن جدیدترین تراشه، بهترین دوربین یا کاملترین امکانات گیمینگ است، بهتر است سراغ مدلهای بالاتر سری S بروید. اما اگر یک گوشی ردهبالا با تجربه نرمافزاری کامل، کیفیت ساخت خوب، عملکرد مطمئن و عمر پشتیبانی طولانی میخواهید، این محصول میتواند یکی از متعادلترین انتخابها در خانواده سامسونگ باشد.
نظر شما درباره این گوشی چیست؟ بهنظر شما این مدل نسبت به نسل قبل پیشرفت کافی داشته یا سامسونگ میتوانست تغییرات بیشتری در بخشهایی مثل دوربین و سختافزار ایجاد کند؟ اگر تجربه استفاده از این گوشی یا مدلهای قبلی سری FE را دارید، حتماً در بخش نظرات با ما و دیگر کاربران به اشتراک بگذارید.






بعد از خوندن این مقاله ترغیب شدم برم ایفون ۱۶ نرمالمو بدم بجاش اینو بگیرم
درود. واقعا به عنوان یک گوشی اندرویدی خیلی خوبه. و خریدش پیشنهاد میشه
یه بررسی کامل اس ۲۵ اف ای عالی بود ممنونم از شما
وای چ خوب بودددد بررسی کاملیه ممنون
درود. ممنون از شما
من میخوام گوشی بخرم بین این و اس.۲۴.افای موندم و واقعا اونقدر تفاوت چشمگیری بینشون نیست
لطفا راهنماییم کنید کدوم ارزش خرید داره الان؟
درود دوست عزیز. توی این مقاله تمام تفاوت های این مدل با نسل قبلی رو گفتیم. از نظر نرم افزار این مدل یه نسخه به روزتره و اینکه از ترکیب دوربینهای پشتی گرفته تا کلیت طراحی و حتی بخشی از تجربه سختافزاری ارتقا داشته.
گوشی الانیت چیه؟